ميرزا حسن حسينى فسايى

368

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

پادشاه دين‌پناه از حركت ميرزا الوند مطلع گشت بواسطه جسر از آب گذشته ، امير پيرى بيك قاجار « 1 » را مقدمه لشكر نصرت اثر كرده روانه فرمود و ميرزا الوند نيز عثمان نامى را در برابر امير پيرى بيك قاجار روانه داشت و عثمان اسير و دستگير امير پيرى بيك گشته او را نزد پادشاه دين‌پناه فرستاد و آن حضرت به قتلش فرمان داد « 2 » و چون عثمان به ميرزا الوند رسيد ، خوفى در دل او افتاد كه عنان تماسك از دست داد و از جائى كه توقف داشت كوچ كرده و سى هزار نفر فراهم آورده ، مشغول تدارك مقابله گرديد و حضرت خاقان شاه اسمعيل گيتىستان تعجيل فرموده ، در برابر دشمن آمده روز ديگر توكل بر قادر متعال كرده ، روى به معركه كارزار آورد و شمشير خونريز را آخته به نفس نفيس بر صف دشمنان تاخته ، چندين نفر را بر خاك هلاك انداخت و غازيان شير - شكار با شمشيرهاى آتشبار ، جانب چپ و راست سپاه مخالف را شكسته ، ميرزا الوند با چند نفر از آن مهلكه گريخت [ و ] خود را به ارزنجان رسانيد و معادل هشت هزار نفر سواره و پياده از لشكر او به خاك هلاك افتاد و مابقى اسير و دستگير گرديدند و اموال بيشمار عايد روزگار غازيان شيرشكار گرديده به عدل و انصاف در ميانه خود قسمت كردند و اين فتح بزرگ در اين سال [ 907 ] اتفاق افتاد و چون ميرزا الوند فرار نمود « 3 » ، پادشاه جم‌جاه رايت عزيمت به جانب دار السلطنه تبريز افراخت « 4 » و چون به نزديكى اين شهر رسيد علما و سادات و اعيان مملكت آگاهى يافتند ، به استقبال شتافته ، مورد عنايت شاهانه شدند و مراسم اطاعت را به تقديم رسانيدند و خسرو گيتىستان به دار السلطنه تبريز نزول اجلال فرموده ، حكم نمود كه روز جمعه خطيب شهر بر منابر خطبه را به نام مبارك ائمه اثنى عشر بخواند « 5 » و بعد از خطبه ، لعن اهل بدعت و بنى اميه و بنى عباس را بگويد و مؤذن مساجد كلمه اشهد ان عليا ولى اللّه و جمله حى على خير العمل را بر اذان بيفزايد و فرمان شرف صدور يافت كه در ممالك محروسه بر اين نهج عمل كنند و هر كس بر خلاف باشد او را به قتل رسانند و علما و فقها ، مسائل و فتاوى را بر مذهب ائمه اثنى عشرى بيان نموده ، كتابهاى فقه اماميه را رواج دهند و عنوان فرامين را الحكم للّه ، امير ابو المظفر اسمعيل - بهادر سيور نگاشتند و بر تاج مهر شاهى يا اللّه و در دايره خالى آن ، غلام شاه مردان ، اسمعيل بن - حيدر و در كناره آن دايره : چرخ بر دوش كشد غاشيه شاهى ما * گر كند بدرقهء لطف تو همراهى ما نقش نمودند و چون پادشاه صاحبقران جشن نوروزى سنه تنگوزئيل « 6 » را كه روز يكشنبه سيزدهم رمضان سال 908 در شهر تبريز اتفاق افتاد گذرانيد « 7 » ، خبر رسيد كه ميرزا الوند از تبريز حركت فرمود و چون ميرزا الوند از بسيارى سپاه كينه‌خواه حضرت پادشاه دين‌پناه مطلع گرديد ، در هيچ مصافى مقابل نگشته ، همه رو به گريز داشته تا [ از ] مملكت آذربايجان بيرون رفته روى به جانب بغداد گذاشت و آفتاب اقبال تركمانان آق‌قوينلو به غروب كشيد و سپاه شاهى در همه‌جا ، باروبنه

--> ( 1 ) . ر ك : حبيب السير ، ج 3 ، جزء چهارم ، ص 463 . ( 2 ) . ر ك : همانجا ، ص 464 . ( 3 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 13 ، و خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 72 . ( 4 ) . ر ك : خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 72 . ( 5 ) . ر ك : حبيب السير ، ج 3 ، جزء چهارم ، ص 467 ، متن ماخوذ است از خلاصة التواريخ ، ص 73 . ( 6 ) . سال خوك ، نام سال دوازدهم از دوره دوازده ساله تركى . ( 7 ) . ر ك : خلاصة التواريخ ، ص 73 .